تبلیغات
♥♣♥ زیبایی آهنگ دلنشین زندگی به وسعت آسمان آبی است ♥♣♥

♥♣♥ زیبایی آهنگ دلنشین زندگی به وسعت آسمان آبی است ♥♣♥

پرسپولیس سرور استقلاله..........

زیباترینم

زیباترینم!


زندگی، آسمان، دانه ای که لب می گشاید در زمین،


و بیدهای مجنون مست همه چیز ما را می شناسند.


عشق ما در این تپه ی زیبا در باد، در شب و در زمین به دنیا آمد


و از این روست که خاک رس و گل های زیبا و درختان نام تو را می دانند.


ما تنها این را نمی دانستیم، با هم روییدیم، با گلها روییدیم


و از این روست که چون از کنار گلها می گذریم


نام تو بر گلبرگ هاست، بر گل سرخی که به روی سنگی روییده،


و نام من در ساقه های گل هاست.




همه این را می دانند، ما رازی نداریم... با هم روییدیم بی آن که خود بدانیم.


ما برای زمستان چیزی را عوض نکردیم، آنگاه که باد به زمزمه ی نام تو پرداخت،


همان گونه که امروز در تمامی ساعت ها آن را تکرار می کند.


زمانی که برگ ها نمی دانستند تو نیز برگی هستی،


آنگاه که ریشه ها نمی دانستند تو در جستو جوی منی در سینه ام،


بهار آسمان را به ما هدیه می کند و زمین تاریک نام ماست.


عشق ما به تمامی زمان و زمین تعلق دارد.


ما منتظر خواهیم شد،


عاشق همدیگر،


با دستانی که در دست یکدیگر می فشاریم.






"
[ دوشنبه 7 مرداد 1392 ] [ 10:14 ق.ظ ] [ سمانه .. ] [ نظرات () ]

تصاویر متحرک خنده دار

پاک کردن زمین با صورت بچه!

 

عکس متحرک دیدنی

 

سرکار گذاشتن…!

 

WwW.FarsV.Com



ادامه مطلب
"
[ پنجشنبه 13 تیر 1392 ] [ 11:34 ق.ظ ] [ سمانه .. ] [ نظرات () ]

حرف دل من اینبار با عقلم یكی شده......

تصور كنین كودكی هستین دوران شادی دارین پر از جنب وجوش كودكی پر از خنده های از ته دل و گریه

 

 های الكی پر از بازی با كسی كه از وقتی كه خودتو شناختی اونو هم شناختی و به غیر از اون كسی رو به

 

عنوان همبازیت قبول نداری هر لحظه تمام دلخوشیت و آخر تمام آرزوهات این باشه كه ای كاش هیچ وقت

 



ادامه مطلب
"
[ جمعه 17 خرداد 1392 ] [ 11:33 ق.ظ ] [ سمانه .. ] [ نظرات () ]

نظرسنجی

 

دوستان گلم سلاااااااااااااااااااام خیلی خوش اومدین

یه نظر سنجی طنز گذاشتم خواهشاً به طور طنز توی این نظرسنجی شركت كنین

یكی از موارد 1 تا 11 رو انتخاب كنین

بدون معطلی بریم سراغ نظر سنجیمون

خواهشاً همه موارد رو تا آخر بخونین بعد انتخاب كنین

خب اینم از نظرسنجی:

من فكر میكنم آدم جذابی هستم چون:

 

1- چشمانی نافذ و زیبا دارم

                                                                                          



ادامه مطلب
"
[ شنبه 4 خرداد 1392 ] [ 10:21 ق.ظ ] [ سمانه .. ] [ نظرات () ]

بخون و بخند

وقتی پدرم روزنامه میخونه روزنامه رو وسط آسمون و زمین تو هوا جلوی صورتش نگه میداره، اعتراف میکنم بچه که بودم یواشکی میرفتم پشت روزنامه طوری که پدرم منو نبینه و با مشت چنان میکوبیدم وسط روزنامه، پاره که میشد هیچ، عینکش می افتاد و بابا کل مطلب رو گم میکرد. کلاً پدرم 30ثانیه هنگ میکرد. بعد یک نگاه عاقل اندر سفیهی به من میکرد و حرص میخورد. اما هیچی بهم نمیگفت و من مانند خر کیف میکردم. تا اینکه یه روز پدرم پیش دستی کرد و قبل از من روزنامه رو کشید و با داد گفت: نکن بچـه. منم هول شدم مشت رو کوبیدم تو عینکه بابام. عینک شکست. من 5 روز تو شوک بودم!!

∞.∞.∞.∞.∞.∞.∞.∞.∞.∞.∞

اعتراف میکنم تا سنه 13-12 سالگی تحت تاثیر حرفای مادربزرگم که خیلی تو قید و بند حجاب بود با روسری می‌شستم جلوی تلویزیون مخصوصا از ایرج طهماسب خیلی خجالت میکشیدم. زیاد میخندید فکر میکردم بهم نظر داره!!



ادامه مطلب
"
[ سه شنبه 31 اردیبهشت 1392 ] [ 09:27 ق.ظ ] [ سمانه .. ] [ نظرات () ]

پول یا محبت؟؟؟؟؟

 

چقدر فلان چیز گرون شده

 

وای قبض گاز این دفعه چه زیاد شده

 

بابا جون میشه فلان چیز رو برام بخری؟ نه گرونه پول ندارم

 

خانوم رفتم فلان چیز رو بخرم نشد خیلی گرون بود ایشالا همه ی

 

تلاشم رو میكنم كه ماه بعد بخرمش

 

مامان شهریه دانشگاهم مونده و امروز بهمون اخطار دادن كه بپردازیمش

 

وای خدا كنه كنكور امسال یه رشته خوب قبول بشم كه توش پول باشه

 

پسر:مامان جون بابا جون بیایین بریم خواستگاری یه دختر خوب پیدا كردم

 

مامان و بابا با ذوق : وای مبارك باشه پسرم

 

خونه عروس: پدر عروس: پسر جون بگو بینم چی داری؟

 

شاه پسر: خب من یه دل دارم اندازه ی آسمون یه قلب دارم سرشار از محبت و عشق

 

و خدایی كه در این نزدیكیست

 

پدر عروس: یعنی می خوای بگی با این چیزا پا شدی اومدی خواستگاری پاره تن من؟

 

شاه پسر: خب من گتم اول چیزای مهمتر رو بگم بعد بریم سراغ فرعیات

 

پدر عروس: تو به اینایی كه گفتی میگی چیزای مهم ؟ خب دیگه زود بگو چقدر تو جیبته؟

 

شاه پسر: من یه كارمند ساده ام و حقوق ماهیانه میگیرم

 

پدر عروس: یعنی واقعا با حقوق كارمندی اومدی خواستگاری دختر من؟

 

پس واسه همین اولش این همه چرت و پرت میگی و نمیری سر اصل مطلب و

 

مقدار پولتو رو نمیكنی پاشو برو و دیگه اینجا پیدات نشه ما دختر به آدم كم پول نمیدیم.

 

 



ادامه مطلب
"
[ شنبه 21 اردیبهشت 1392 ] [ 03:59 ب.ظ ] [ سمانه .. ] [ نظرات () ]

مطلب رمز دار : روزهای بدون ماهی

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.



"
[ شنبه 21 اردیبهشت 1392 ] [ 12:26 ب.ظ ] [ سمانه .. ] [ نظرات () ]

برای خنده

                     

 

به شوهرتان بگویید : ولی خودمونیم ها ، تو بیریخت ترین خواستگارم بودی !



- غذای شور و سوخته جلوی شوهرتان بگذارید و قبل از اینکه به غذا لب بزند بگویید : اینقدر بدم میاد از مردایی که از غذای زنشون ایراد می گیرن !


- برای تولد شوهرتان ، مسواک وخمیر دندان کادو بگیرید و بگویید که عزیزم امیدوارم صد سال زنده باشی و دیگه هیچوقت دهنت بوی گند نده !



- از همسرتان معنای عشق را بپرسید و بعد از اینکه 2 ساعت عشق را تفسیر کرد و برایتان داستان های عشقی تعریف کرد ، به او بگویید : ابله ! عشق یه چیزی مثل کشک و دوغه ، دروغه خُله ، دروغه !





- هر وقت ، شوهرتان رازی را برایتان گفت و از شما خواست که پیش خودتان بماند و به کسی نگویید ، سعی کنید ، کسی از دوستان ، فامیل و همسایه ها نماند که این راز به گوشش نرسد !





- هروقت شوهرتان برای شما دسته گل خرید ، بگویید : اِ ، پارک سر کوچه چه گلهای قشنگی داره ! چرا کندیشون ؟!



- هر سال در سالگرد ازدواجتان به همسرتان بگویید : عزیزم ، انگار همین چند سال پیش بود که در یک لحظه خر شدم و بله رو گفتم !



- هر وقت شوهرتان برای شما حرفای عشقولانه زد ، به طرز فجیعی از ته حلق بگویید : هوووووووووووووووووق ! باز خودتو لوس کردی؟ آشغالها رو بردی بیرون؟



 


ادامه مطلب
"
[ شنبه 14 اردیبهشت 1392 ] [ 07:00 ب.ظ ] [ سمانه .. ] [ نظرات () ]

جانم به فدای تو ای زیباترین كلمه دنیا ای فرشته ی من

 

اومدم این پست رو تقدیم كنم به یگانه فرشته ی خونمون یگانه امید زندگیم

و یگانه بهانه ی نفس كشیدنم

بله درسته اومدم به مامان گلم تبریك بگم

و بهش بگم مامان جونم

به خدا خیلی ماهی عزیز دلم الهی كه قربون

اون دستای خوشكلت برم هنوز هم یادم نرفته

دستای نوازشگرت رو هنوز هم یادم نرفته محبت های تمام نشدنی ات رو

هنوز هم گاهی دلم می خواد اون نوازش های قشنگت رو

و تو چه خوب به چیزی كه توی دلمه پی می بری چه خوب نوازشم میكنی

هیچ كس هیچ كس رو نمی خوام كنارم باشه اگه بفهمم كنارم باشه تو دیگه نیستی

تو بمان همیشه كنارم دوستت دارم ای یار همیشگی من

ای فرشته من ای غم خوار من

مامان جونم ببخش اگه یه وقتی ناراحتت كردم میدونم كه تو

خیلی وقتی بخشیدی چون فرشته ای و دلت بزرگه به وسعت آسمان آبی

سمانه به فدای خنده هات سمانه میمیره برای خنده هات سمانه

صورتش سرخ میشه از گریه همراه گریه هات

ای فرشته مهربان من همیشه باش در كنار من

ای تنها گل باغچه من دوستت دارم نه به خاطر این كه باید

دوستت دارم چون لایق دوست داشتنی

سمانه به قربان عطر تنت بره كه همیشه آرامش بخش وجودم بوده و هست

دلم غش و ضعف میره  برات وقتی كه میبینمت

الهی همیشه زنده و سالم باشی و یه خار كوچیك هم به پات نره كه اگه

بره انگار توی چشم من رفته دستانت رو غرق بوسه

 میكنم با تمام اشتیاق و با تمام سلول های وجودم

روزت مبارك      روزت مبارك           روزت مبارك

میدونم شاید بی ربط باشه ولی گفتم یه چیزی برای بابای گلم

 هم بنویسم كه عذاب وجدان میگیرم اگه ننویسم

بابا جونم ای كوه استوار زندگی من ای تنها حامی من  و ای یگانه منجی ام

 ازت ممنونم كه همراه فرشته ی خونمون بودی

 و منو به اینجا رسوندی سمانه به قربانت

سمانه دلش برات غش و ضعف میره وقتی صداش می كنی

دلش غش و ضعف میره برات وقتی كه نصیحتش می كنی

و چه زیباست نصیحت هایی كه از زبان تو میاد دوستت دارم نه به

خاطر این كه باید دوستت دارم چون لایق دوست داشتنی .




"
[ چهارشنبه 11 اردیبهشت 1392 ] [ 12:34 ب.ظ ] [ سمانه .. ] [ نظرات () ]

چقدر زیباست زندگی حتی با وجود ناملایمات

 

 

 

چرا؟ نمی دونم چی بگم؟ واقعا چرا؟

 

امروز دلم گرفته امروز و در این ساعت و در این لحظه و در این پست اومدم بگم بدجوری دلگیرم از آدمای

 

اطرافم دلم گرفته از آدمایی كه میگن هستن ولی نیستن می گن كمكم میكنن ولی نمی كنن یه چیز رو خیلی

 

 خوب فهمیدم دل بستن اشتباهه باوركردن آدما اشتباه و اشتباهبدتر از این دو اعتماد كردن به آدم هاست دیگه

 

بسه گوش دادن به ندای قلب به جای ندای عقل راستی چرا همیشه عقل درست میگه یا حداقل همیشه عقل

 

 پیروزه چرا واقعاً زود گول ظاهر پاك آدمی زشت سیرت رو می خورم ؟ دیگه گول نمی خورم دیگه زود

 



ادامه مطلب
"
[ دوشنبه 9 اردیبهشت 1392 ] [ 09:36 ق.ظ ] [ سمانه .. ] [ نظرات () ]

زندگی به معنای واقعی

عاشقانه های امام علی (ع) و حضرت فاطمه (س)

 حضرت امیر‌‌علیه‌السلام در زندگی مشترک‌شان نکاتی را رعایت می کردند که مورد آرامش حضرت زهرا‌سلام‌الله‌علیها بود، اولا در حد کفاف زحمت می کشیدند و تلاش می کردند تا آسایش حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها را در آن حدی که در توان‌شان بود فراهم کنند، این یک وظیفه مرد است که دین برای او مشخص کرده و براساس فقه ما مرد باید در شأن همسرش همه نیازهای مادی‌اش را تأمین کند و بعد از نظر ارتباطات عاطفی که امروزه در زندگی مشترک خیلی مهم است.

حضرت علی‌‌علیه‌السلام از نظر ارتباطات عاطفی بسیار به حضرت زهرا‌سلام‌الله‌علیها توجه داشتند و از تعابیری مثل «حبیبتی زهرا؛ (محبوبه من زهرا)» را از حضرت مولی الموحدین داریم، یا مثلا حضرت بارها و بارها به فاطمه زهرا‌سلام‌الله‌علیها می‌فرمودند «بنفسی انت، (جانم فدات) البته جالب است که حضرت صدیقه کبری‌سلام‌الله‌علیها پاسخ می دادند «روحی لروحک الفداه؛ (روح من فدای روحت)» یا حضرت در تعبیری دارند «انا کنا کزوج حمامه فی ایکه (من و زهرا مثل دو کبوتر عاشق در لانه ای بودیم)» اینها نشان می‌دهد که ارتباطات عاطفی عمیقی بین آن بزرگورارن وجود داشته است.

 

                                  

                                                                                    

                                       

نکته بسیار جالبی که در زندگی یا سیره حضرت وجود داشته این است که حضرت علی‌‌علیه‌السلام در منزل کار می‌کردند، این امری ثابت شده است، حتی مثلا گندم آرد می‌کردند، بچه‌داری می‌کردند، امام صادق‌‌علیه‌السلام در این خصوص فرمودند: «امیرمومنان هیزم فراهم می‌کرد و آب می‌کشید و خانه را جارو می‌کرد و فاطمه‌سلام‌الله‌علیها گندم یا جو را با آسیابی دستی، آرد می‌کرد سپس خمیر می‌نمود و نان می‌پختند. این مسائل چیزهایی است که در زندگی آن حضرت بوده است.

از امام علی‌‌علیه‌السلام نقل شده است فوالله - ما اغضبتها و لا اكرهتها على امر حتى قبضها الله عزوجل الیه و لا اغضبتنى و لا عصت لى امرا و لقد كنت انظر الیها فتنكشف عنى الهموم و الأخزان (به خدا سوگند هیچ گاه فاطمه‌سلام‌الله‌علیها را به خشم نیاوردم و او را بر كارى - كه میل نداشت - وادار نكردم تا روزى كه خداوند او را برد و او نیز هیچگاه مرا به خشم نیاورد و از فرمان من سرپیچى نكرد و هر گاه كه به او مى نگریستم نگرانی‌ها و غم‌ها از من زدوده مى‌شد(.

نکته قابل توجه این است که آن توجه و ظرافت زنانه حضرت‌زهرا‌سلام‌الله‌علیها از سوی حضرت علی‌علیه‌السلام رعایت می‌شد؛ اما پیروان حضرت علی علیه السلام باید بدانند که واقعا حضرت وقتی یک چیزی می‌فرمودند، اعتقاد قلبی خودشان هم بوده است، این گونه نبوده است که مطلبی را بیان کنند و خود عمل نکنند، مثلا ایشان فرموده‌اند «ان المرأة ریحانه (زن ریحانه است)» و واقعا با حضرت زهرای اطهر‌سلام‌الله‌علیها مثل ریحانه (یک گل لطیف) برخورد می‌کردند

 

حضرت علی‌‌علیه‌السلام هرگز بر همسرگرامی‌شان پرخاشگری نمی‌کردند، زور، قلدری و سلطه هرگز در سبک زندگی علوی جایی نداشته است و برخوردشان فوق‌العاده لطیف بوده است، بنابراین اینها درس‌هایی است که باید از سبک زندگی اسلامی ائمه علیهم‌السلام و به طور خاص از حضرت علی‌‌علیه‌السلام گرفت.

                                                           




"
[ دوشنبه 2 اردیبهشت 1392 ] [ 05:44 ب.ظ ] [ سمانه .. ] [ نظرات () ]

داستانی پندآموز

 

روزی روزگاری در زمان های دور، در همین حوالی مردی زندگی می كرد كه همیشه از زندگی خود گله مند بود و ادعا میكرد "بخت با من یار نیست" و تا وقتی بخت من خواب است زندگی من بهبود نمی یابد.

 

پیر خردمندی وی را پند داد تا برای بیدار كردن بخت خود به فلان كشور نزد جادوگری توانا برود.

 

او رفت و رفت تا در جنگلی سرسبز به گرگی رسید. گرگ پرسید: "ای مرد كجا می روی؟"

 

مرد جواب داد: "می روم نزد جادوگر تا برایم بختم را بیدار كند، زیرا او جادوگری بس تواناست!"

 

گرگ گفت : "میشود از او بپرسی كه چرا من هر روز گرفتار سر دردهای وحشتناك می شوم؟"

 

مرد قبول كرد و به راه خود ادامه داد.

 

او رفت و رفت تا به مزرعه ای وسیع رسید كه دهقانانی بسیار در آن سخت كار می كردند.

 

یكی از كشاورزها جلو آمد و گفت : "ای مرد كجا می روی ؟"

 

مرد جواب داد: "می روم نزد جادوگر تا برایم بختم را بیدار كند، زیرا او جادوگری بس تواناست!"

 

كشاورز گفت : "می شود از او بپرسی كه چرا پدرم وصیت كرده است من این زمین را از دست ندهم زیرا ثروتی بسیار در انتظارم خواهد بود، در صورتی كه در این زمین هیچ گیاهی رشد نمیكند و حاصل زحمات من بعد از پنج سال سرخوردگی و بدهكاری است ؟"

 

مرد قبول كرد و به راه خود ادامه داد.

 

او رفت و رفت تا به شهری رسید كه مردم آن همگی در هیئت نظامیان بودند و گویا همیشه آماده برای جنگ.

 

شاه آن شهر او را خواست و پرسید : "ای مرد به كجا می روی ؟"

 

مرد جواب داد: "می روم نزد جادوگر تا برایم بختم را بیدار كند، زیرا او جادوگری بس تواناست!"

 

شاه گفت : " آیا می شود از او بپرسی كه چرا من همیشه در وحشت دشمنان بسر می برم و ترس از دست دادن تاج و تختم را دارم، با ثروت بسیار و سربازان شجاع تاكنون در هیچ جنگی پیروز نگردیده ام ؟"

 

مرد قبول كرد و به راه خود ادامه داد.

 

پس از راهپیمایی بسیار بالاخره جادوگری را كه در پی اش راه ها پیموده بود را یافت و ماجراهای سفر را برایش تعریف كرد.

 

جادوگر بر چهره مرد مدتی نگریست سپس رازها را با وی در میان گذاشت و گفت : "از امروز بخت تو بیدار شده است برو و از آن لذت ببر!"

 

و مرد با بختی بیدار باز گشت...

 

به شاه شهر نظامیان گفت : "تو رازی داری كه وحشت برملا شدنش آزارت می دهد، با مردم خود یك رنگ نبوده ای، در هیچ جنگی شركت نمی كنی، از جنگیدن هیچ نمی دانی، زیرا تو یك زن هستی و چون مردم تو زنان را به پادشاهی نمی شناسند، ترس از دست دادن قدرت تو را می آزارد.

 

و اما چاره كار تو ازدواج است، تو باید با مردی ازدواج كنی تا تو را غمخوار باشد و همراز، مردی كه در جنگ ها فرماندهی كند و بر دشمنانت بدون احساس ترس بتازد."

 

شاه اندیشید و سپس گفت : "حالا كه تو راز مرا و نیاز مرا دانستی با من ازدواج كن تا با هم كشوری آباد بسازیم."

 

مرد خنده ای كرد و گفت : "بخت من تازه بیدار شده است، نمی توانم خود را اسیر تو نمایم، من باید بروم و بخت خود را بیازمایم، می خواهم ببینم چه چیز برایم جفت و جور كرده است!"

 

و رفت...

 

به دهقان گفت : "وصیت پدرت درست بوده است، شما باید در زیر زمین بدنبال ثروت باشی نه بر روی آن، در زیر این زمین گنجی نهفته است، كه با وجود آن نه تنها تو كه خاندانت تا هفت پشت ثروتمند خواهند زیست."

 

كشاورز گفت: "پس اگر چنین است تو را هم از این گنج نصیبی است، بیا باهم شریك شویم كه نصف این گنج از آن تو می باشد."

 

مرد خنده ای كرد و گفت : "بخت من تازه بیدار شده است، نمی توانم خود را اسیر گنج نمایم، من باید بروم و بخت خود را بیازمایم، می خواهم ببینم چه چیز برایم جفت و جور كرده است!"

 

و رفت...

 

سپس به گرگ رسید و تمام ماجرا را برایش تعریف كرد و سپس گفت: "سردردهای تو از یكنواختی خوراك است اگر بتوانی مغز یك انسان كودن و تهی مغز را بخوری دیگر سر درد نخواهی داشت!"

 

شما اگر جای گرگ بودید چكار می كردید ؟

 

بله. درست است! گرگ هم همان كاری را كرد كه شاید شما هم می كردید، مرد بیدار بخت قصه ی ما را به جرم غفلت از بخت بیدارش درید و مغز او را خورد.

                                                            

 




"
[ پنجشنبه 29 فروردین 1392 ] [ 01:02 ب.ظ ] [ سمانه .. ] [ نظرات () ]

داستان های كوتاه

ناخدا یا مهندس؟

یکی از روزها ناخدای یک کشتی و سرمهندس آن در این باره بحث می  کردند که در کار اداره و هدایت کشتی کدام  یک نقش مهم  تری دارند.
بحث به  شدت بالا گرفت و ناخدا پیشنهاد کرد که یک روز جایشان را با هم عوض کنند. قرار گذاشتند که سرمهندس سکان کشتی را به  دست بگیرد و ناخدا به اتاق مهندس کشتی برود.
هنوز چند ساعتی از جابه  جایی نگذشته بود که ناخدا عرق  ریزان با سر و وضعی کثیف و روغن  مالی بالا آمد و گفت: «مهندس سری به موتورخانه بزن. هرقدر تلاش می  کنم، کشتی حرکت نمی کند.»
سرمهندس فریاد کشید: «البته که حرکت نمی کند، کشتی به گل نشسته است.»

             بهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com                                         



ادامه مطلب
"
[ چهارشنبه 28 فروردین 1392 ] [ 01:10 ب.ظ ] [ سمانه .. ] [ نظرات () ]

بدو بدو شیرینی

شیرینی شیشه ای قلبی برای روز ولنتاین

شیرینی قلبی برای ولنتاین , طرز تهیه شیرینی مخصوص ولنتاین

مواد لازم :

 پودر قند  30 گرم
 کره  55 گرم
 وانیل  1/6 ق چ
 زرده تخم مرغ  نصف یک زرده
 آرد سفید  90 گرم
نمک 1/8 ق چ
آب نبات خرد شده 2/3 پیمانه

طرز تهیه شیرینی قلبی برای روز ولنتاین :



ادامه مطلب
"
[ چهارشنبه 28 فروردین 1392 ] [ 01:09 ب.ظ ] [ سمانه .. ] [ نظرات () ]

اسم شما چه رنگیه؟

فال رنگ ها, روانشناسی رنگ, فال و طالع بینی, خصوصیات افراد

 

به گفته ی روانشناسان همه ی ما به نحوی تحت تاثیر رنگها هستیم و خود واقعیمون رو با این رنگها نشون می دهیم.

برای اسم هر فرد رنگ مخصوصی وجود داره که می تونه بر زندگیش تاثیر بذاره.

اینکه شما بدونید برای اسمتون رنگ مخصوصی وجود داره و می تونید راز شخصیتی خودتون رو از لابلای اون پیدا کنید می تونه بسیار جالب باشه؛پس به موارد زیر به ترتیب ذکر شده کاملا توجه کنید :

برای اینکه با چگونگی موضوع آشنا بشید یه مثال میزنم : اسم و فامیل خودتون رو روی برگه ی کاغذ بنویسید تا بر اساس حروف و اعداد ذکر شده در پایین برای هر کدام،به رنگ مربوطه دست پیدا کنید؛

 

فال رنگ ها, روانشناسی رنگ, فال و طالع بینی, خصوصیات افراد

 

مثال:



ادامه مطلب
"
[ چهارشنبه 28 فروردین 1392 ] [ 01:08 ب.ظ ] [ سمانه .. ] [ نظرات () ]

چند توضیح

سلام خدمت دوستای قند عسل خودم

 

چطوره حال و احوالا؟    

 

منم بدك نیستم بلاخره برگشتم از سفر جاتون خالی خیلی خوش گذشت البته خرابكاری هایی

 

هم كردم كه خالی از لطف نیست بگم اومدم كمك بدم كه ظرف ها رو بشورم ناگهان صدای

 

شكستن چند لیوان رو شنیدم اولش مات و مبهوت بودم بعدش فهمیدم كه انگار یه لیوانا رو شكستم

 

از خجالت سرخ شدم حالا اومدم دلداریشون بدم میگم اشكال نداره فقط دو تا لیوان شكست اون بنده

 

های خدا هم باورشون شد خدا می دونه الان كه فهمیدن یه دست بوده نه دو تا چه حالی بهشون دست

 

داده و قیافه هاشون چه شكلیه

 

دوستای گلم لازم میدونم كه یه تشكر جانانه كنم از همه عزیزانی كه توی این

 

مدت منو با نظرات گلشون تنها نذاشتن و نگاه های چشم های خوشكلشون رو معطوف این

 

وبلاگ كردن حتما سعی میكنم كه محبت های این دوستان گلم رو جبران كنم

 

واز همین جا به همه شون میگم خیلی با حالین      

     

خب اما بریم سراغ وبلاگ دوستان گلم پست های ترول های خنده دار و برای خنده به روز

 

شدن و منتظر نگاه چشم های ناز شما هستن امیدوارم بتونن موجبات خنده شما رو فراهم كنن

 

موجبات خنده منو كه فراهم كردن            

 

دیگه این كه چند پست دیگه هم اضافه كردم كه كه خالی از لطف نیست بینین

 

 در انتها می خوام بگم بعد این كه پست های مختلف رو دیدین فراموش نشه كه انگشت های

 

 خوشكلتون رو به منظور گذاشتن نظر روی صفحه كلید جابه جا كنین و ما رو خوشحال كنین

 

 

 




"
[ چهارشنبه 28 فروردین 1392 ] [ 09:36 ق.ظ ] [ سمانه .. ] [ نظرات () ]

درگذشت عسل بدیعی

سلام دوستان

حتماً همه خبر فوت عسل بدیعی رو شنیدین من خودم ازبرنامه سین مثل سریال شنیدم

خیلی جا خوردم گفتم شاید اشتباه شنیدم صدای تلویزیون بیشتر كردم دیدم

انگار راسته اصلاًباورم نمیشد

وهنوز هم توی شوك هستم خیلی متأسف شدم و حالم گرفته شد

ایشون یه بازیگر توانا وبسیار مردمی بودن هروقت به چهره پاك و معصومش نگاه میكنم

یه آرامش خاصی پیدا میكنم

خدا رحمتش كنه و صبر و تحمل این مصیبت رو به خانواده گرامیش بده

از شما دوستای گلم میخوام كه در هر زمان و هرجایی هستین و این مطلبو مییخونین

برای شادی و آرامش روح بلند این بازیگر عزیز یه فاتحه قرائت كنین

امیدوارم غم آخر خانواده گرامیش باشه

در پایان برای اینكه یه یادی از ایشون كنیم چند عكس میذارم:

http://www.pcparsi.com/uploaded/pc3f02d7e1596a71b1c1de8f85c30cf605_farapix_com_484d200ca744830e72c8e1fef794e480_53202.jpg

 

 

 

 

(( جهان را آغاز و انجامی نیست آنچه هست دگرگونی در گیتی است . ما دگرگونی در درون گیتی را زایش و مرگ می نامیم . ما بخشی از دگرگونی در گیتی هستیم دگرگونی که در نهان خود ، پویش و شکوفایی را پیگیری می کند . بروز آینده ما بسیار فربه تر از امروز خواهد بود ، ما در درون گیتی در حال پرتاب شدن هستیم ، پرتاب به سوی جایی و نمایی که هیچ چیز از آن نمی دانیم ، همان گونه که در کودکی از این جهان هیچ نمی دانستیم . میدان دید ما با همه فراخنایی خود ، می تواند همچون شبنمی کوچک باشد بر جهانی بسیار بزرگتر از آنچه ما امروز از گیتی در سر می پرورانیم پس گیتی بی آغاز و بی پایان است .))

آه ه ه ه روحش شاد ویادش گرامی باد.




"
[ چهارشنبه 14 فروردین 1392 ] [ 10:37 ب.ظ ] [ سمانه .. ] [ نظرات () ]

تصاویر پس زمینه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بقیه شامل (پس زمینه های عاشقانه فانتزی و طبیعت)در ادامه مطلب :

 



ادامه مطلب
"
[ سه شنبه 13 فروردین 1392 ] [ 02:42 ب.ظ ] [ سمانه .. ] [ نظرات () ]

مطلب رمز دار : خاطرات بچگی من

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.



"
[ دوشنبه 12 فروردین 1392 ] [ 12:51 ب.ظ ] [ سمانه .. ] [ نظرات () ]

ترول های خنده دار

 

 

ترول خنده دار, عکس های ترول

 

 

 

ترول خنده دار, عکس های ترول

 

 

 

هر كی می خواد از خنده غش كنه بقیه شونو در ادامه ببینه:



ادامه مطلب
"
[ یکشنبه 11 فروردین 1392 ] [ 04:46 ب.ظ ] [ سمانه .. ] [ نظرات () ]

خرابكاری بچه ها

                              

 

 

 

                                                                                   

 

 

                                                                 

 

 

                                                         

                                      

                         



ادامه مطلب
"
[ یکشنبه 11 فروردین 1392 ] [ 03:46 ب.ظ ] [ سمانه .. ] [ نظرات () ]

چند تست هوش جالب

شخصی درون زندانی حبس شده است. اتاقی که این شخص در آن نگاهداری می شود دو در دارد که یکی به سمت چوبه دار راه دارد ولی دیگری به بیرون زندان راه دارد و منجر به آزادی زندانی می شود. هر یک از این درها یک نگهبان دارد که یکی ازآنها همیشه راست می گوید و دیگری همیشه دروغ و هر دو از اینکه کدام در به کجا راه دارد و نیز از راستگویی یا دروغگویی نگهبان دیگر آگاهند.

 

زندانی ما حق دارد تنها یک سوال از یکی از نگهبان ها بپرسد و سپس یکی از درها را انتخاب کند. در ضمن نگهبان ها فقط با "بلی" یا "خیر" پاسخ می دهند. او چطور می تواند با تنها یک سوال دری که به سوی آزادی باز می شود را پیدا کند؟!

 

قبل از اینکه پاسخ را در انتهای صفحه ببینید کمی فکر کنید!

 

 

 

 

 

 

پاسخ:



ادامه مطلب
"
[ شنبه 10 فروردین 1392 ] [ 12:25 ب.ظ ] [ سمانه .. ] [ نظرات () ]

چند جمله از بزرگان

 

یا چنان نمای که هستی، یا چنان باش که می‌نمایی
«بایزید بسطامی»


 

اگر همواره مانند گذشته بیندیشید، همیشه همان چیزهایی را

به‌دست می‌آورید كه تا بحال كسب كرده‌اید .
فاینمن


 

در بین تمامی مردم تنها عقل است كه به عدالت

 تقسیم شده زیرا همه فكر می‌كنند به اندازه كافی عاقلند.
رنه دكارت

 

دوستان جدید پیدا کنید اما دوستان قدیمی

 را هم حفظ کنید، اینها نقره و آنها طلا هستند.
«پرمودابترا»

 


نه از خودت تعریف کن و نه بدگویی.اگر از خودت

تعریف کنی قبول نمی‌کنند و اگر بدگویی کنی بیش از آنچه

 اظهار داشتی تو را بد خواهند پنداشت.
کنفوسیوس

 

بزرگترین درس زندگی اینست‌که گاهی احمق‌ها هم درست می‌گویند.
وینستون چرچیل

 


چهار روش برای اتلاف وقت وجود دارد: کار‌نکردن، کم کار‌کردن

، بد کار‌کردن و کار بیهوده‌ کردن.
«آبه‌دولا‌روش»


 

کسی که زیاد حزف می‌زند، یا زیاد می‌داند یا زیاد دروغ می‌گوید.

لارنس استرن


 




"
[ یکشنبه 27 اسفند 1391 ] [ 06:31 ب.ظ ] [ سمانه .. ] [ نظرات () ]

استخاره به شیوه امام علی(علیه السلام)

از حضرت علی (علیه السلام ) نقل شده است كه هر كس می خواهد برای انجام كاری به قرآن كریم استخاره

 

كند در مرتبه اول شرطش این است كه با طهارت كامل این استخاره را به جا آورد.

 

یعنی : وضو داشته باشد . بعد رو به قبله نشسته قرآن مجید را در دست گرفته سه بار سوره مباركه حمد و سه

 

بار سوره مباركه  توحید را بخواند سپس نیت كند و قرآن را باز نماید از صفحه طرف دست راست هفت سطر

 

بشمارد و به اول سطر هفتم نگاه كند اگر اولین حرف آن سطر :



ادامه مطلب
"
[ چهارشنبه 23 اسفند 1391 ] [ 07:45 ب.ظ ] [ سمانه .. ] [ نظرات () ]

نقش مهم فرم صورت در انتخاب مدل مو

سلام خدمت دوستای گل وعزیزتر از جان خودم.........

 

چه خبرا؟ حال و احوالا كه خوبه؟

 

در این پست به شما آموزش داده میشه كه چطور فرم صورت خودتون رو شناسایی كنید این شناسایی در انتخاب مدل موی شما نقش مهمی داره.......



ادامه مطلب
"
[ چهارشنبه 23 اسفند 1391 ] [ 06:58 ب.ظ ] [ سمانه .. ] [ نظرات () ]

چند دكلمه

وقتی کاسه ای زیر نیم کاسه است یعنی . . .

 

من به تو فکر میکنم . . .

 

تو به دیگری . . . 

 

دیگری به عشق خود . . . 

 


 

به تنهایی ام افتخار میکنم 

 

چون میدانم تحمل تنهایی

 

بهتر از گدایی محبت است!!!


اینجا زمین است !!!!

ساعت به وقت انسانیت خواب است !!!!

دل عجب موجود سخت جانی ست !!!!

هزار بار تنگ میشود !!!!

میشکند !!!!

میسوزد !!!!

ولی بازهم میتپد برای عزیزانم !!!!


زندگی میکنم ...

حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم!!!

چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد

بگذار هر چه از دست میرود برود؛

من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشد،

حتی زندگی را


احساس آرامش:

پی حس همون روزام پی احساس آرامش
همون حسی که این روزا
به حد مرگ میخوامش
دلم میخوادعاشق شم آخه فکرت شده دنیام
اگه عاشق شدن درده
من این دردو ازت میخوام
اگه این زندگی باشه من ازمردن هراسم نیست
یه حسی دارم این روزا
شاید مردم حواسم نیست
اگه این زندگی باشه اگه این سهمم از دنیاس
من ازمردن هراسم نیست
یه حسی دارم این روزا
که گاهی باخودم میگم شاید مردم حواسم نیست
بعد تو من از همه دنیا بریدم
باورم کن من به بد جایی رسیدم

لحظه لحظه زندگیمون با عذابه باورم کن حال من خیلی خرابه
اگه این زندگی باشه
من ازمردن هراسم نیست
یه حسی دارم این روزاشاید مردم حواسم نیست
اگه این زندگی باشه
اگه این سهمم از دنیاس
من ازمردن هراسم نیست یه حسی دارم این روزا
که گاهی باخودم میگم
شاید مردم حواسم نیست


     

شیطان بازنشسته شد !!!

نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت ..؟

گفتم : ظهر شده ، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای ؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند

شیطان گفت : خود را بازنشسته کرده ام ، پیش از موعد .

گفتم : به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟


شیطان گفت: من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم. دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها

وسوسه پنهانی انجام میدادم ، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند.اینان را به شیطان چه نیاز است؟
شیطان در حالی که بساط خود را برمیچید تا در کناری آرام بخوابد ، زیر لب گفت : آن روز که خداوند گفت

بر آدم و نسل او سجده کن، نمیدانستم که نسل او در زشتی و دروغ و خیانت ، تا کجا میتواند فرا رود و

گرنه در برابر آدم به سجده می رفتم و میگفتم که : همانا تو خود پدر منی..

 




"
[ پنجشنبه 17 اسفند 1391 ] [ 10:46 ق.ظ ] [ سمانه .. ] [ نظرات () ]

معرفی وبلاگ

سلام دوستان گلم........

 

این وبلاگ  سعی میكنه درد دلهای شما گلای دوست داشتنی رو بشنوه

 

ویه سنگ صبوری باشه برای شما                                                                                                                             

 

خب شاید بعضی از شما مشكلاتی داشته باشین یا

 

بخواین یه كاری انجام بدین كه درموردش مطمئن نیستین در عین حال

 

دلتون میخواد با یكی مشورت كنین بدون اینكه شما رو ببینه وصداتونو بشنوه وحتی

 

دلتون میخواد شما رو نشناسه من این وبلاگو برای

 

 این دسته از دوستان ساختم كه بیان ومشكلاتشونو توی كامنت ها

 

 حتی بدون مشخص كردن هویتشون مطرح كنن ونظر بقیه كاربران رو رادرین باره بشنون

 

دوستان گلم اگه دوست دارین درد دل كنین و یه جورایی دو دل هستین كه آیا اینجا درد دل كنین یا نه

 

شك و تردید نداشته باشین چون من شما رو چه میشناسم و شما هم كه منو نمیشناسین

 

اینجا فقط یه محیط مجازی برای اینه كه آدم خودش رو خالی كنه و سبك بشه و بنده حقیر

 

 هم میشم همون گوشی كه دلتون میخواد كه ای كاش باشه تا حرفاتون رو بشنوه

 

پس به جای پول دادن به روانشناس ها (با همه احترامی كه برای همه شون قائلم)

 

 برای این كه حرفاتون رو بشنون می تونین

 

 اینجا بیاین و بدون پرداخت هیچ هزینه ای با من درد دل كنین

 

آرزوم اینه كه این وبلاگ بتونه گوشه ای از مشكلات كاربران رو حل كنه

 

و وقتی از این جا خارج میشن  لبی خندون ویه دنیا امید همراهشون باشه........

                                              بهار-بیست دات كام   تصاویر زیبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com                                                                                      

 

 دیگه این كه دوستان عزیزی كه دوست دارن با بنده حقیر درد دل كنن 

 

خواهشی كه ازشون دارم اینه كه برای درد دل كردن با من فقط  به پست هایی كه

 

 مطالب سرگرمی ندارن بیان و در قسمت نظرات مشكلشون یا درد دلشون رو  با من

 

اگه قابل بدونن در میان بذارن.

 

 . از شما دوستای  هم وطن  می خوام در مورد پست های سرگرمی نظراتتون رو بگین كه این

 

در بهتر شدن وبلاگ حتماً كمك خواهد كرد ممنون از همراهی شما    

 

  دوستدار وغم خوار همه شما ........... سمانه 

 

 دوستان گلم اگه عكس ها ی پست ها براتون باز نمیشه به من اطلاع بدین كه درستشون كنم

 




"
[ پنجشنبه 17 اسفند 1391 ] [ 10:42 ق.ظ ] [ سمانه .. ] [ نظرات () ]